این نوشته، پاسخیه به یاد داشتی به قلم " غلامحسین الهام "، که با عنوان " تغییر ساعت، تقلید یا ضرورت " در شماره ی 3736 روزنامه ایران، در تاریخ 24/6/1386، در صفحات اول و سوم به چاپ رسید.
قبل از اینکه وارد اصل نوشته بشم، از دوستان خواهش میکنم،ابتدا متن کامل یاد داشت رو بخونن تا شبهه ای ایجاد نشه....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 3:49  توسط دایی محسن
|
بعد از سه روز مسافرت، خبر دزدیده شدن وبلاگم مثل یک سطل آب جوش روی سرم خالی شد! برام خیلی جالبه که چرا توی این همه وبلاگ سیاسی من برای این کار انتخاب شدم! شاید این موضوع برای خیلی ها عجیب باشه، اما من زیاد تعجب نکردم. فیلتر کردن وبلاگها، دیگه نمیتونه راهکار مناسبی برای خارج کردن وبلاگ نویسها از میدون باشه. مثل فیلتر شدن وبلاگ دوست عزیزم سهیل ( بند 209 ) و وبلاگهای سابق دوست خوبم سونیا ( آزادی یاد گرفتنی است و تا آزادی پلی تکنیکی ها ) . اما خراب کردن چهره ی یک وبلاگ نویس میتونه تیر خلاصی برای پایان حیات نوشته های اون باشه. این یک امر طبیعیه که توی یک مسیر، زمانی که جلودارها جا بزنن، دیگه برای بقیه امیدی به ادامه دادن مسیر نمونه. این آدمی که وبلاگ منو دزدیده و داره به اسم " برادر دایی محسن " مطلب مینویسه تا " گناهان گذشته اش بخشیده شود "، اشتباهات فاحشی رو انجام داده که من وقتی خودم متوجهشون شدم، خیلی خندیدم! اولین و بزرگترین اشتباه این فرد، تغییر سبک نگارش وبلاگه. من هیچ زمانی نوشته هام خشک و رسمی نیست، خودمونیه و بی تکلف و البته احترام آمیز. این سبک نوشتنو از زمانی که 14-15 سالم بود و توی یک انجمن نویسندگی عضو بودم شروع کردم و وقتی با تشویق بقیه روبرو شدم ادامه دادمش. این فرد نه تنها نوشته هاشو رسمی مینویسه، بلکه معلومه که دست به دزدیدنش خیلی خوبه! نوشته ای که در مورد ناسپاسی هاله اسفندیاری توی وبلاگ من گذاشته داره داد میزنه که منو کش رفتن!! دومین اشتباه ایشون، باقی گذاشتن لینک های منه که البته ممکنه تا الان اونها رو حذف کرده باشه، همونطوری که دیروز عکس وبلاگو عوض کرد! آیا ممکنه که من به خط ولایت فقیه (!!!) برگشته باشم ولی هنوز لینک همبستگی با دانشجویان در بند توی وبلاگم باقی مونده باشه؟!! اشتباه بعدیش پست کامل مطالب در صفحه ی اصلی وبلاگه. من به جز موارد استثنایی، مثل همین نوشته و پست قبلی مربوط به همبستگی با دانشجویان در بند توی وبلاگ قبلی، همیشه خلاصه ی مطالبو توی صفحه ی اصلی کار میکنم، چون معتقدم به خواننده امکان تصمیم گیری در مورد خوندن یا نخوندن پست رو میده. آخرین اشتباهی که این برادر(!!) انجام داده، باز گذاشتن کامنتهاست. من هیچ وقت کامنتهامو باز نمیذارم. فقط سال گذشته به خواهش پریناز، یکی از دوستان بلاگر که مدت زیادیه وبلاگش تعطیله، اونها رو باز گذاشتم و پشیمون شدم!
دوستان! امیدوارم به اشتباه نیفتاده باشید! من اگه بنا بود وسط کار جا بزنم، هیچ وقت وارد وبلاگ نویسی نمیشدم و یا نهایتا زمانی که پرشین بلاگ وبلاگ منو مسدود میکرد، به بلاگفا اسباب نمیکشیدم. من معتقد بودم بلاگفا آزادی بیشتری در اختیار نویسنده قرار میده و اشتباه هم نمیکردم، اما فکر نمیکردم به این سادگی بشه بهش نفوذ کرد! من از زمانی که متوجه به سرقت رفتن وبلاگم شدم، تمام تلاشمو برای پس گرفتن مجدد اون شروع کردم و به هر قیمتی هم شده اونو پس میگیرم. جمهوری اسلامی و اراذل و اوباش طرفدارش اگه فکر کردن بلاگرها اینطوری خفه میشن کور خوندن! من تا آخرین لحظه معتقدم که ولایت فقیه، کلاه گشادیه که آقایون به نام دین و به کام خودشون سر ملت گذاشتن. معتقدم که جمهوری اسلامی مسخره ترین و بی محتوا ترین شیوه ی حکومتی در دنیاست. معتقدم که آغازگر این حرکت ننگین، یک عوام فریب بزرگ بوده که با نشون دادن در باغ سبز به مردم، اونها روفریب داد. معتقدم که رهبر فعلی این دیکتاتوری خون آلود، باید به عنوان یک جنایتکار در دادگاه صالح محاکمه و اعدام بشه و از احمدی نژاد، از این موجود کوته فکر مظلوم نمای عرب زده ی عوام فریب بی تربیت، با تک تک سلولهای وجودم متنفرم و آرزو دارم مرگشو به چشم ببینم!
دوستان، من رسما اعلام میکنم که به غیر از این وبلاگ و یک وبلاگ دوستانه در میهن بلاگ، با هیچ وبلاگ دیگه ای همکاری نمیکنم. من در اولین اقدام، برای حفظ امنیت دوستان سیستم شمارنده و خبرنامه وبگذر رو از روی وبلاگ قبلی حذف کردم. پس لطفا در خبرنامه جدید این وبلاگ عضو بشید. از همه ی دوستان خواهش میکنم مراقب باشن تا این اتفاق برای بقیه تکرار نشه و اعلام میکنم که به فکر ساختن یک فروم مجازی برای بحث و تبادل نظر و همچنین دریافت آخرین اطلاعات بین دوستان وبلاگ نویس هستم. از تمام دوستان که با نظر من موافقن خواهش میکنم کامنت بذارن و به بقیه هم بگن. از همه ی دوستان خواهش میکنم برای وبلاگشون سیستم خبرنامه رو ایجاد کنن تا در صورت بروز مشکل بتونیم فورا همو خبر کنیم. دوستان، مراقب باشید. من که تا زنده ام از عقیده ام بر نمیگردم، شما چطور؟
پاینده باد ایران، مرگ بر جمهوری اسلامی
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 19:25  توسط دایی محسن
|
سلام.
متاسفانه وبلاگ قبلی من دچار وبلاگ دزدی ایادی فاسد و خشک مغز جمهوری اسلامی شد! فعلا در این آدرس مطلب مینویسم و رسما اعلام میکنم که دایی محسن به هیچ وجه از خواسته ها و آرمانهاش پا عقب نمیذاره و دیگه هیچ ارتباطی با وبلاگ سابق در آدرس http://daeemohsen.blogfa.com نداره. خواهش میکنم لینکهاتون رو تصحیح کنید و این خبر رو به همه برسونید.
پاینده باد ایران، مرگ بر جمهوری اسلامی
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 17:6  توسط دایی محسن
|
دوستان عزیز! نسل ما در زمانی زندگی میکنه که دنیا با سرعت به سوی پیشرفت و یگانگی میتازه و نسل قبلی ما با حداکثر سرعت ممکنه داره دنده عقب حرکت میکنه! آیا ما باید تجربه ی بیش از چهارصد سال دنیا رو مد نظر قرار بدیم یا تجربه ی نداشته ی نسل گذشتمونو؟ خواهش میکنم که به فکر خودتون در همه ی زمینه ها بها بدید. خواهش میکنم ندانسته در دام نیفتید. به خودتون واقع بینانه نگاه کنین. نه اونقدر بزرگ که از ترس دستگیر شدن مدام تغییر مکان بدید و نه اونقدر کوچیک که بی پروا به کارهای علنی دست بزنید.....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت 0:39  توسط دایی محسن
|