به اسم خبر رسانی
ادامه مطلب
من رای می دهم/ تن به ذلت می دهم!
امروز، فرصتی است که در خیابانها میتوان فریاد زد: " ایرانی، به پا خیز، دینت شده دست آویز ". امروز، روزی است که باید آزادی امیرانتظام ها، جاوید تهرانی ها، قصابان ها، حکیم زاده ها ومنصوری ها فریاد زده شود و هیچ حرفی، گویا تر از این نخواهد بود که:
" زندانی سیاسی، آزاد باید گردد ".
امروز روزی است که باید آرزوی تحقق دموکراسی سکولار، بر تمامی شعارهای ما سایه افکنده باشد: " آزادی اندیشه، با ریش و پشم نمیشه ". امروز روزی است که دیگر نمیتوان در لفافه سخن گفت. باید به طور مستقیم، سران رژیم را هدف قرار داد: " جنتی، جنتی، تو دشمن ملتی " و از آن نیز بالاتر، برای نخستین بار، باید پرچمدار این حرکت ننگین را هدف قرار داد:
"رهبر بی کفایت، اعدام باید گردد ".
" ما تا آخرین نفس پای آرمانها و خواستهامون ایستادیم، فشارها رو تحمل میکنیم ولی سرمونو خم نمیکنیم. تا آخرین لحظه، شعارمون " به زیر بار ستم، نمیکنم زندگی " هست و تا لحظه ی مرگ معتقدیم " آزادی اندیشه، با ریش و پشم نمیشه "
سید محمد خاتمی، روز چهارشنبه سوم مرداد توی شهر " یزد " سخنرانی داشت و من هم رفتم.قرار نبود گزارش این مراسمو بنویسم چون مسائل مهمتری وجود داره، اما بنا به خواهش یکی از دوستهام این کارو انجام دادم. کلیه ی مطالبی که از طرف سخنرانها گفته میشه، نقل قول مستقیم و عین عبارات اونهاست. چون من فایل صوتی مراسمو دارم، بعضی جاها که به خاطرسر و صدای مردم یا دلایل دیگه حرفها قابل شنیدن یا حدس زدن نبود از نقطه چین (...)استفاده میکنم. این گزارش به هیچ وجه دلیلی بر حمایت من از خاتمی نیست چون نقد های زیادی به عملکردش دارم. ضمنا اگه حاشیه های این مراسم زیاده، فقط خواستم کاملا در جریان امور باشید. این پست رو در دو بخش ارسال میکنم:بخش اول مربوط به سخنرانی های قبل از خاتمی و حواشی اونهاست که خوندنش خالی از لطف نیست، بخش دوم به اصل سخنرانی خاتمی و حواشی مربوط به اون میپردازم. فکر میکنم این اولین گزارش منتشر شده کامل از سفر خاتمی باشه، پس لطفا بقیه رو خبر کنید و نظر هم بدید